تو که بازی دوست داری
بیا نظر بازی کنیم
از همان هایی که تو به من خیره می شوی و
من مثلا اصلا حواسم نیست.
از همان هایی که ناز و عشوه را ضمیمه صورتم کنم و ناگهان برگردم و
صاف نگاه کنم وسط مردمک چشمات
من لبخندی بزنم و تو چشمکی!
شک ندارم توی دل تو هم اتفاقاتی افتاده!
نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/08/02 توسط نازنین
|
