تبليغاتX
دختر لر
دختر لر

اصلا یادم نمی آد آخرین باری که توی دریا شنا کردم کی بوده. حتی شک دارم که شنا کردم یا نه. ولی آخر هفته گذشته جوری تجربه اش کردم که هیچ وقت یادم نره یا به قول شاعر گفتنی : خاطرات شمال محاله یادم بره.

لذت پرت کردن دمپایی توی ساحل و دویدن توی آب سرد دریا، سوار بر موج ها شدن و صخره شدن در برابر اونها، مثل تکه چوب های معلق روی آب شدن، پخش کردن موهات روی آب تا شاید اون ماهی ریزا بینش شنا کنن، خوابیدن تمام قد زیر شن های خنک ساحل و نشستن زیر آفتاب و درخشش پوست خیست رو تماشا کردن، شاید، به حرف، لذت های کلیشه ای و ثابت دریا باشن اما...

تجربه کنید می فهمید!

پ.ن: لذت آخری بدجوری سوزوندم. جوری که الان پوست تنم چندین درجه سیاه شده و البته بسیار می سوزه و می خاره.

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/06/15 توسط نازنین |
Blog Skin