امروز همان بیداری را دیدم
بیداری خودم را
تنها تفاوتش این بود که
که یک روز پیر تر شده بوذم
و دیگر هیچ
کاش می دانستم تعبیر این بیداری های تکراری چیست؟
نازنینم!
لالایی بخوان تا از این بیداری رها شوم.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1386/03/24 توسط نازنین
|
وقتی پرنده ای را
معتاد می کنند
تا فالی از قفس بدر آرد
و اهدا نماید آن را به جویندگان خوشبختی
تا شاهدانه ای به هدیه بگیرد
پرواز...،
قصه ی بس ابلهانه ای است
از معبر قفس!
(نصرت رحمانی)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1386/03/16 توسط نازنین
|
دلم هوای گفتن داشت
گفتی نگو.
که همه ی حرفهایت تکراری است.
اما...
آیا سکوتم برای تو تکراری نشده است؟
نوشته شده در تاريخ جمعه 1386/03/04 توسط نازنین
|
