تبليغاتX
دختر لر
دختر لر

پنجره سرش را بر روی شانه هایم گذاشته است
با دستانم عرق از پیشانیش می گیرم
ناگهان نام تو بر دلش حک می شود.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1385/12/20 توسط نازنین |

چمدانم را بستم
" پر از تنهاییست "
دلم را قفل خواهم زد
که مبادا به سراغش آید
دزد این خاطره های خوبم.

کیست همسفر این راه دراز؟
  
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1385/12/15 توسط نازنین |

 

خوش هواییست فرح بخش خدایا بفرست
                           نازنینی که برویش می گلگون نوشیم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1385/12/07 توسط نازنین |
Blog Skin