تبليغاتX
دختر لر
دختر لر

    جای خالی گرمای دستانت روی دستم یخ زده است.

جای خالی برق نگاهت چشمانم را به راهت خشکانده است.

        جای خالی ات مرا از من تهی کرده است.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1385/09/27 توسط نازنین |

کاش می دانستم راز دلبری چشمانت را
و کاش آموخته بودم شیوه ی پر مهر نگاهت را
تا بگویم همه ی نگفته های دلم را به نگاهی
و وارهانم دلم را از نگاه داشتن رازی سر به مهر
که مدتهاست گلوی زبانم را بریده است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1385/09/07 توسط نازنین |

زانو در بغل
به چشمک پرانی ستارگان
خیره شدم
ستاره ای تنهاست
هر چه چشمک می زند
بی فایده است
-بی شک او ستاره ی من است-
غافل از اینکه-ستاره
    آهن پاره ای است.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1385/09/01 توسط نازنین |
Blog Skin