وقتی آسمانت را
به او می دهی و
از خیر باران هم می گذری و او
نمی بارد.
تشنه ماندنت دیگر
شکوهی ندارد.
ع.صمدیان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1385/08/21 توسط نازنین
|
می دانم که می آیی
برای آمدنت دلم را آب و جارو نخواهم کرد
تا بدانی که
آشفتگیم از توست.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1385/08/07 توسط نازنین
|
